هرکه را محبوب قابل دید مقبول است اودر طلب هرآنکه صادق نیست معزول است اوشوق آزادی ، خلاف مکرِ دانه در قفسهرکه لایق نیست،با اینمکر مشغول است اوصدق نیت ، نور راه رهروان این طریقآنکه را از خویش غافل دید مغفول است اودل گر از غیرش مبرا گشت ، در راه وصولور وصال او تمنا کرد ، موصول است اوبدسگالی که عنانش را عنادش می کشدشِکوه جایز نیست از خرمن ، که مسئول است اویا دلش در بند این دیر خراب آباد نیستیا به سودای خیالاتی که مجعول است اوسالک این راه رویاروی موج فتنه هاستزیستن را کِی چنان بیند که معمول است اوسعید محمدی (ڕێڕەو)
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم آذر ۱۴۰۱ ساعت 22:43 توسط سعید محمدی
|
برچسب:
نویسنده: آرمان قنبری
برچسب:
نویسنده: آرمان قنبری
برچسب:
نویسنده: آرمان قنبری